عبد الرزاق اللاهيجي
307
گوهر مراد ( فارسى )
فصل هشتم از باب سوّم از مقالهء دوّم در بيان آنكه فاعليّت واجب الوجود مر اشيا را چه نحو است از انحاء فاعليّت بدان كه كافّهء علما بعد از آنكه متفقند در آنكه فاعليّت خداى تعالى به علم و اراده است ، نه به طبع ؛ و بعد از اتفاق حكما و محققين متكلّمين در « 1 » آنكه علم و اراده در « 2 » واجب تعالى ، چون ساير صفات ، عين ذات است نه زايد بر ذات ؛ و بعد از اتفاق در « 3 » آنكه فاعليّت خداى تعالى نه بنابر غرضى يا منفعتى يا كمالى يا اولويتى است كه عايد و راجع به ذات وى شود ، تعالى عن ذلك علوّا كبيرا ، مختلف شدهاند كه آيا تواند بود كه خداى تعالى به فعل خود قصد به سوى امرى از امور مذكوره ، نه براى خود ، بلكه به جهت ايصال نفع به غير كند يا نه ؟ حكما بر آنند كه با وجود اشتمال افعال الهى بر اتم وجود خير و اكمل جهات ايصال نفع به غير ، منزه است از قصد به سوى آن ؛ چه صدور قصد نتواند بود مگر نظر به امرى كه نظر به فاعل اولى باشد ؛ پس فاعل به آن كاسب اولويتى و كمالى شود براى خود كه بدون آن فاقد آن كمال باشد ؛ و هيچ علت
--> ( 1 ) ب : بر . ( 2 ) ب : « در » ندارد . ( 3 ) ب : « در » ندارد .